X
تبلیغات
فرهنگ ناب - خدمات متقابل دين و رسانه

تا دهه 1960 تقريبا نوعي جدايي ميان دين و رسانه و بالطبع ميان مطالعات و تحقيقات اين دو حوزه در جريان بود. از اين مرحله به بعد است كه تحت تأثير عواملي، تعامل ميان اين دو واقعيت، دو متن، دو نهاد يا دو عنصر فرهنگي و تكنولوژيكي رفته رفته دست‏مايه بررسي‏هاي علمي و تأمّلات محققانه واقع شد و نقطه تلاقي‏ها و سطوح تماس بالفعل يا بالقوّه اين دو از منظرهاي مختلف فلسفي، روان‏شناختي، جامعه‏شناختي، فرهنگي، حقوقي، اخلاقي، زبان‏شناختي و هنري مورد بحث و مداقّه قرار گرفت.

     اين چرخه ارتباطي، ضلع سومي نيز دارد و آن «فرهنگ» است. فرهنگ به واقع بستر و عرصه وقوع انواع ارتباط، از جمله ارتباطات دين و رسانه است. بارزترين كاركرد مشترك سه مقوله دين، فرهنگ و رسانه، مشاركت در فرايند باورسازي، نگرش‏سازي، نمادسازي، معنابخشي، مناسك‏سازي، الگودهي، هويت‏سازي، انسجام‏بخشي، هدايتگري و ايدئولوژي‏سازي است.

دين و آثار فرهنگي آن

     گليفورد گيرتز (C. Geertz)، مردم‏شناس معاصر، با رويكردي فرهنگي بر آن است كه دين همواره هم جهان‏بيني است و هم خلقيات (رفتارها، ارزش‏ها، نگرش‏ها و عواطف). دين تركيبي است از ايده‏ها و باورهاي مربوط به جهان و گرايش به احساس و رفتار بر طبق اين ايده‏ها.

بيشتر كساني كه از نسبت ميان دين و رسانه سخن گفته‏اند، دين را از منظر جامعه‏شناختي و مردم‏شناختي به مثابه بخشي از يك نظام فرهنگي تلقّي كرده است. آراء گيرتز در اين‏باره بيش از سايرين مورد توجه و استناد قرار گرفته است. وي در مقاله‏اي تحت عنوان «دين به مثابه يك نظام فرهنگي» بر آثار و كاركردهاي فرهنگي دين تأكيد كرده است. از نظر وي، فرهنگ «الگويي از معاني است كه در راستاي تاريخ انتقال مي‏يابد و از طريق نمادها تجسم پيدا مي‏كند و يا نظامي از مفاهيم است كه به انسان‏ها به ارث رسيده و به صورت‏هاي نمادين بيان مي‏شود.» دين نيز از نظر گيرتز، بخشي از يك فرهنگ است كه با نمادهاي مقدس و كاركردهاي آنها سروكار دارد «تا روحيات آدم‏ها، يعني آهنگ، خصلت و كيفيت زندگي، سبك اخلاقي و زيباشناختي و حالت زندگي آنها، را با جهان‏بيني‏شان، يعني همان تصويري كه از واقعيت و عملكرد اشيا دارند و فراگيرترين انديشه‏هاي آنها درباره نظم، تركيب كند.»

در حوزه تعامل دين و رسانه چنين به نظر مي‏رسد كه فرهنگ از يك‏سو، بستر و عرصه داد و ستد دين و رسانه و از سوي ديگر، خود در سطحي گسترده محصول و معلول اين تعامل است. به بيان ديگر، دين با واسطه يا در ضمن فرهنگ به رسانه راه يافته و پس از پردازش رسانه‏اي مجددا به صورت فرهنگي شده در گستره اجتماع انعكاس مي‏يابد. چرخه سه ضلعي دين، رسانه و فرهنگ در يك ارتباط ديالكتيكي پيچيده به مرور زمان به درهم آميختگي هرچه بيشتر دين و فرهنگ منجر مي‏شود.

دين به عنوان مجموعه‏اي از معارف قدسي و آموزه‏هاي متنازل اصالتا از سنخ پيام بوده و همواره به صورت كتبي، زباني، و رفتاري در اشكال گوناگون و در چرخه‏هاي ارتباطي به صورت‏هاي عمودي و افقي توزيع و مبادله شده است. منطق نظري و عملي مؤمنان به اديان الهي در مواجهه با رسانه‏هاي عصري، نه نفي و طرد، كه بيشتر بر استخدام و به كارگيري آنها در راستاي تأمين غايات مطلوب بوده است. حساسيت‏ها و مناقشاتي كه چند دهه اخير در خصوص تعامل دين و رسانه‏هاي نوين به ويژه رسانه‏هاي تصويري و نمايشي (تلويزيون، سينما، ماهواره و تا حدي اينترنت و...) برانگيخته شده و به طرح مواضع مختلف و بعضا متعارضي منجر شده است، هيچ‏يك در خصوص رسانه‏هاي موسوم به رسانه‏هاي سنتي (كتابت، خطابه، آموزش و تعليم، بحث و جدال، شعر، موسيقي، نقاشي، هنرهاي تجسمي و حتي برخي رسانه‏هاي نوين كلام‏محور همچون راديو و مكتوب همچون مطبوعات) زمينه طرح نيافته و يا چندان قابل اعتنا نبوده است.

ارتباط دين و رسانه با توجه به تنوع پيام‏ها و آموزه‏هاي دين و متقابلاً تنوع رسانه‏ها و ظرفيت‏هاي متفاوت آنها، متفاوت خواهد بود. رسانه‏هاي گوناگون نوشتاري، گفتاري، صوتي و تصويري هر يك به تناسب ظرفيت‏ها و محدوديت‏هاي ذاتي، راهبردهاي فرهنگي، سياست‏هاي برنامه‏سازي، نوع و قالب برنامه، ميزان تقاضا، نقش‏ها، كاركردها، اهداف و انتظارات، نسبت‏هاي متفاوتي با دين دارند. علاوه بر اينكه اقتضائات و ظرفيت‏هاي زمينه‏اي و بافت فرهنگي ـ اجتماعي محل فعاليت رسانه، ويژگي مخاطبان، سطح و نوع تقاضا، امكانات بهره‏وري از توانش‏هاي بالفعل و بالقوّه رسانه، درجه و توان حرفه‏اي گردانندگان رسانه، مديريت رسانه، امكانات جانبي فعاليت‏هاي رسانه‏اي و... نيز در اين نسبت‏سنجي مؤثر خواهند بود. تبديل پيام‏هاي دين به قالب‏هاي متناسب رسانه‏اي و برنامه‏سازي بر اساس سوژه‏هاي ديني، نيازمند اعمال تصرفات فني و حذف و اضافات كارشناسانه خواهد بود.

در جهان اسلام تمايز اندكي ميان دين و فرهنگ وجود دارد و به همين دليل، راديو ـ تلويزيون‏هاي دولتي معمولاً به پخش برنامه‏هايي مي‏پردازند كه فرهنگي، اجتماعي، سياسي و نظاير آنها، ولي در عين حال ديني هم هستند. همچنين زمان قابل توجهي به پخش اذان و نماز و گفته‏هاي رهبران سياسي و مذهبي اختصاص داده مي‏شود.. .

خدمات رسانه به دين و دين‏مداران

همه رسانه‏ها به تناسب ظرفيت، نوع كاربري، جايگاه اجتماعي و وظايف كاركردي مي‏توانند دين را در نيل به اهداف موردنظر و ايفاي نقش‏هاي مورد انتظار مساعدت كنند. عنوان فوق بيشتر اشاره به نقش واسط رسانه در ابلاغ پيام به عنوان تلقّي غالب از فعاليت رسانه دارد.

شكي نيست كه رسانه‏ها ميانجي دين مي‏شوند. رسانه‏ها روش منحصر به فردي هستند كه هر فرد، گروه يا نهاد امروزي مي‏تواند [به وسيله آن] مسير خود را در درون قلمرو عمومي گفتمان سياسي، فرهنگي يا اجتماعي بيابد.

مهم‏ترين موارد اين بهره‏گيري عبارتند از:

1. بسط نفوذ دين: رسانه مي‏تواند دين را در تلاش براي جلب و جذب مخاطبان جديد، تعميق باورهاي مؤمنان، بسط قلمرو و نفوذ به عرصه‏ها و ساحت‏هاي گوناگون حيات فردي و اجتماعي كمك كند. رسانه همچنين، ورود دين به عرصه‏هايي همچون امور تجاري و تبليغي كه در ظاهر تمايل چنداني به ورود بدان ندارد، تسهيل مي‏كند.

2. تبليغ هرچه بيشتر دين: علاقه دين‏داران براي تبليغ آموزه‏هاي مذهبي خويش و عرضه آن به سايرين، به ويژه در چرخه رقابت ميان اديان براي ورود به قلمرو استحفاظي يكديگر، معمولاً آنچنان زياد است كه در ترغيب ايشان به استفاده هر چه بيشتر و بهتر از آخرين فناوري‏هاي ارتباطي و اطلاعاتي كمترين ترديدي باقي نمي‏گذارد.

3. تبليغ دين با قرائت‏هاي متكثر: دست‏يابي گسترده دين‏مداران و علاقه‏مندان به تبليغ دين به رسانه‏هاي گوناگون داراي قابليت‏ها و ظرفيت‏هاي متنوع، امكانات وسيع و روزافزوني را براي پراكنش پيام دين با قرائت‏ها و روايت‏هاي گوناگون اعم از رسمي و غيررسمي متناسب با نياز و تقاضاي مخاطبان و اقتضائات محيط فراهم ساخته است. برخي رسانه‏ها همچون اينترنت، به تريبوني همگاني براي مبلغان و سخنگويان مختلف تبديل شده و هر كس با توجه به علايق حرفه‏اي و تشخيص خويش از اين ظرفيت عظيم براي تبليغ انديشه‏ها و برداشت‏هاي ديني خود در شمارگان وسيع و به صورتي كنترل‏ناپذير استفاده‏مي‏كند.

4. بازتوليد پيام‏هاي دين در قالب‏هاي جديد: از نگاه برخي، رسانه را بايد به عنوان يك فضاي جديد يعني جايگاه و مكاني ويژه كه خلق يك متن جديد ديني را در خود مي‏پروراند، ملاحظه كرد؛ جايگاهي مسلما متفاوت و گاه نوين كه نمادهاي جديد تقدس را با ظرفيت‏ها و معاني جديد مي‏آفريند. اين فضا، سبك‏هاي جديدي را براي ارائه و نمايش آن تعريف مي‏نمايد. در واقع، كار رسانه، ايجاد و خلق يك‏متن‏جديد در فضاي جديد است.

5. تقويت روح جمعي: رسانه‏هاي فراملّي و فرامنطقه‏اي همچون ماهواره‏ها و اينترنت مي‏توانند وجدان جمعي و احساس تعلّق مشترك مؤمنان ساكن در مناطق گوناگون و پراكنده در گوشه و كنار جهان را تقويت كرده و به بازيابي هويت ديني آنها فراسوي هويت‏هاي متنوع ديگر كمك كنند. وحدت و پيوستگي آنها بر پايه اصول مذهبي مشترك را به رغم فاصله‏هاي مرئي و نامرئي تشديد كنند و امكان تأثيرگذاري آنها بر فرايندهاي موجود جامعه جهاني را افزايش دهند.

6. ايجاد زمينه براي احساسات و تجربه ديني: تجربه ديني نوعي احساس و دريافت شهودي است كه تحت تأثير ارتباط و جذب مستمر پيام‏هاي قدسي، تجربه حضور در مكان‏ها و زمان‏هاي خاص و مشاركت فعال در انجام اعمال عبادي و معنوي براي مؤمنان حاصل مي‏شود. نمايش‏هاي معنوي تلويزيوني در ايجاد و تشديد همنوايي و همدلي مخاطب نقش محوري دارند. مخاطب گاه در صورت وجود فضاي روحي مناسب و عطف توجه عميق پا به پاي مراسم عزاداري در حال پخش مي‏گريد، سينه مي‏زند، احساس همرأيي و حضور در جمع هم‏كيشان معتقد خود را از طريق تماشاي برنامه درك مي‏كند و از مشاركت با واسطه خويش احساس خرسندي، آرامش و كسب ثواب مي‏كند.

7. بازيابي و خلق نمادهاي مقدس: از جمله اقدامات رسانه‏ها، خلق نمادهاي مقدس و بسط سپهر تقدس به اشيا و پديده‏هاي عادي است. به بيان برخي محققان:

فلان قطعه از زمين، روستاي زادگاه و معبد و كليساي مقدس، قدرت افسونگري خود را از دست داده‏اند. در عوض، اين رسانه‏هاي گروهي هستند كه به خلق نمادهاي مقدس مي‏پردازند و قبيله كوچ‏نشين جوانان با اين توتم‏ها احساس هويت مي‏كند و مي‏آموزد كه چگونه هر مكاني را كه براي استقرار و اسكان برمي‏گزيند، مقدس و سحرآميز كند.

8. بسترسازي براي ايجاد تحول روحي: فيلم و برنامه‏هاي نمايشي در صورت بهره‏گيري از جاذبه‏هاي معنوي و عرفاني، پردازش‏هاي رسانه‏اي مناسب و پخش در اوقات ويژه، قدرت زيادي براي ايجاد تكانه‏هاي رواني مثبت و زمينه‏سازي براي تحول روحي در افراد دارند.

9. تسهيل اطلاع‏يابي از اديان گوناگون: رسانه‏هاي جهان‏گستر، زمينه مناسبي براي پراكنش محتواي تعاليم اديان گوناگون و نحوه فعاليت و تبليغ آنها فراهم مي‏سازند.

خدمات دين به رسانه

دين نيز با عنايت به ظرفيت دروني، شرايط و موقعيت اجتماعي و امكان‏يابي مشاركت در فرايند ارتباطات جمعي، مي‏تواند در روند كلي فعاليت‏هاي رسانه و جنبه‏هاي مديريتي، شكلي و محتوايي برنامه‏ها و سياست‏هاي حاكم نقش تعيين‏كننده ايفا كند. ،

مهم‏ترين موارد تأثيرگذاري دين بر رسانه عبارتند از:

     ـ اعطاي جهان‏بيني و نظام ارزشي متناسب به سياست‏گذاران، مالكان، مديران، گردانندگان و برنامه‏سازان رسانه؛

     ـ سامان‏دهي هنجاري به فعاليت رسانه از طريق تعيين بايدها و نبايدهاي مشخص، ارائه معيارهاي هدايتگر، تنظيم رژيم حقوقي و نظام‏نامه اخلاق حرفه‏اي متناسب با ضرورت‏ها، نيازها و اقتضائات رسانه.     ـ دين مي‏تواند در اصلاح برخي زيرساخت‏ها و استراتژي‏هاي فعاليت رسانه، سياست‏گذاري و برنامه‏ريزي، تعيين نقش و رسالت اجتماعي رسانه، نوع نگاه به مخاطب و نيازهاي او، اهداف مورد نظر از فعاليت رسانه‏اي، ارزشيابي و سنجش اعتبار برنامه‏ها، تعيين اولويت‏ها، نوع حساسيت نسبت به آثار و نتايج محتمل برنامه‏ها و... تأثيرات تعيين‏كننده داشته باشد.

     ـ دين همچنين مي‏تواند به رسانه و نوع فعاليت آن مشروعيت و اعتبار داده و تمايل به استفاده از آن را افزايش دهد.

ـ دين همچنين از طريق توصيه‏هاي اخلاقي و الزامات حقوقي، رسانه را در مسير نيل به اهداف و آرمان‏هاي متعالي مساعدت كرده و ميزان تعهدمندي و مسئوليت‏پذيري آن در قبال ارزش‏ها و ايده‏آل‏هاي عام بشري را افزايش مي‏دهد.

     ـ دين مي‏تواند به عنوان يك ذخيره فرهنگي در غني‏سازي و ارتقاي كيفي محصولات رسانه‏اي مورد استفاده واقع شود.

     لازم به يادآوري است كه دين، علاوه بر تأثيرات تعيين‏كننده مزبور و ارائه رهنمودهاي هدايتگر، در برخي موارد نيز با اعمال سياست‏هاي نظارتي و كنترلي و تعيين خطوط عبورناپذير، روند عادي فعاليت رسانه را تا حدي محدود مي‏سازد. از جمله مصاديق اين سياست بازدارنده، نحوه برخورد دين (همچون اسلام) با مقوله سرگرمي يعني مهم‏ترين كاركرد رسانه‏هاي نوين در زمينه تأمين برخي نيازهاي عاجل انسان معاصر است. اگر دين چنين اقدامي را به دليل غفلت‏زايي و انصراف اذهان از توجه به امور مهم و درغلطيدن لهو و لعب و اشتغالات كودكانه، به عنوان رايج‏ترين پيامد سرگرمي مورد بي‏مهري قرار داده است، رسانه‏ها به دليل برخي ضرورت‏ها و الزامات عصري انسان و جامعه نوين، اين كاركرد را در زمره كانوني‏ترين فعاليت‏هاي خدماتي خود جاي داده و از همه امكانات لازم نيز جهت بسط كمّي و كيفي آن متناسب با انتظارات بهره مي‏گيرند.

برخي كاركردهاي انحصاري اديان همچون تلاش مستمر در جهت سامان‏دهي به نظام اعتقادي و جهان‏بيني افراد و اعطاي تصويري واقع‏بينانه از جهان ماوراء، اينك تا حد زياد به رسانه‏ها محول شده است. آنها باور مي‏سازند، نگرش مي‏دهند، در باورها دخل و تصرف مي‏كنند، اقناع مي‏سازند، آرمان مي‏دهند، قدسيت مي‏بخشند، قدسيت‏زدايي مي‏كنند و خلاصه، همه يا بخش قابل توجهي از كاركردهاي نهادهاي ديني گذشته را عهده‏دار شده‏اند. بدين ترتيب، مخاطب رسانه‏ها، عملاً نياز كمتري به مراجعه و بهره‏گيري از نهادهاي ديني احساس مي‏كند

+ نوشته شده توسط خسرو اکبری آرباطان در دوشنبه ششم خرداد 1392 و ساعت 10:7 |